شب مهتابی

شعر عاشقانه

 یادش ستــــــــاره بود شبم را درید و رفت

چون خواب صبح خواستمش اما پرید و رفت

رفت و نماند از او اثری روی دفتـــــرم

جز اشک کهنه ای که غمم را خرید و رفت   

 

 

 

 

 

نویسنده: مهتاب ׀ تاریخ: جمعه 9 فروردين 1392برچسب:شعر عاشقانه, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد

درباره وبلاگ

خوش اومدی دوست عزیز! اگه مطلب جالبی داری خوشحال میشم برام بفرستی!


لینکهای روزانه

جستجوی مطالب

طراح قالب

CopyRight| 2009 , mahtab87.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By: NazTarin.COM